افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
آینه درون چاپ
تاریخ : چهارشنبه 1 خرداد ماه سال 1387
من به هیات ما زاده شدم
به هیات پرشکوه انسان
تا در بهار گیاه به تماشای رنگین کمان پروانه بنشینم
غرور کوه را دریابم و هیبت دریا را بشنوم
تا شریطه خود را بشناسم و جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا دهم
که کارستانی از این دست
از توان درخت و پرنده و صخره و آبشار
بیرون است.
انسان زاده شدن تجسد وظیفه بود :
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان شنفتن
توان دیدن و گفتن
توان اندوهگین و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل ، توان گریستن از سودای جان
توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع شکوه ناک فروتنی
توان جلیل به دوش بردن بار امانت
و توان غمناک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان .
انسان دشواری وظیفه است .

شاملو
---------------------------------------------------------------


بیشتر آدمها وقتی در موقعیتی قرار می گیرند که متفاوت از همیشه دیده می شوند ، در صدد هستند تا ظاهری زیبا داشته باشند یا حداقل اینکه خود را برانداز می کنند .بیشتر کسانی که در مقابل دوربین های مدار بسته هستند ، اگر از وجود شخص دیگری معذب نباشند ، مدام چشم به صفحه تلویزیون می دوزند و گاهی از دیدن خود ذوقی هم میکنند. همه ما اگر در مکانی باشیم که آینه ای مقابلمان باشد حتما به آینه نگاه می کنیم تا ظاهر خود را بررسی یا اصلاح کنیم.
ولی چند نفر از ما در خلوت خود یا وجدان خود که برای هیچکسی قابل رویت نیست رفتار و کردار خود را ارزیابی می کنیم و سعی در پیرایش آن داریم؟به راستی چند نفر؟

٭بانوجان هرچه با همراهت تماس گرفتم ، تماس برقرار نشد . ظاهرا آنتن دهی منطقه پایین است. ایمیلهایت را هم که فصلی چک می کنی و هنوز تابستان نشده است! راه دیگری به ذهنم نرسید که بگویم من از فردا تا 9 خرداد ماموریت هستم و اگر شد ملاقاتی داشته باشیم خوشحال می شوم. حتما تماس بگیر دختر سر به هوا!!!!