باران چاپ
تاریخ : چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
بارون بارونه زمینها تر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
گلنسا جونم غصه نداره
تو شالیزاره ، برنج میکاره
می ترسم برنجات طاقت نداره
طاقت نداره
دونای بارون بارین آرومتر
بارای نارنج داره میشه پرپر
.
.
.

داره بارون میباره و تازه نشونه هایی از تغییرات هوای پاییزی رو میشه حس کرد گو اینکه تغییر رنگ برگ درختان با اون رنگهای دلربا ، به آدم خبر میدن که پاییز خیلی وقته به این شهر پرهیاهو اومده . ولی اون کجا که تو تغییر رو با مشام و پوستت حس کنی تا مکمل اونچه باشه که دیده برات به ارمغان آورده است .
وه ! که چه حس زندگی می بخشه !
"می شود برخاست در باران ، دست در دست نجیب مهربانی ، می شود در کوچه های شهر جاری شد."

هر زمان که بارون میباره ، برای من یادآور خاطرات میشه. وقتی به سالهای گذشته بر می گردم آدمهای زیادی توی زندگی من اومدن و رفتن . آدمهایی که هر کدام به فراخور زمان و موقعیت ، تاثیراتی در من گذاشتند.تاثیرات مثبت ومنفی که باید مثبتهاش رو تقویت کنم و منفی هاشو رفع و فراموش کنم. ولی نمی دونم این چه حسیه که هربار با هرکدام ارتباط برقرار میکنم حس خوشی در من زنده میشه و اصلا آنچه با من کرده اند رو این حس تاثیر نذاره. شاید دو سه نفر باشند کسانی که حتی با یادآوردنشون احساس عدم آرامش کنم.

" حس باران این است که تبسم دارد
گرد غم از همه چیز
از همه جا می گیرد
و تعلق دارد به جهانی از عشق"

بارون به من حس زندگی می بخشه. خیلی از بوهایی که قبلا حس نمی کردم به مشام میرسونه. بوی خاک بارون خورده ، بوی تنه درختان ، سبزه ، علف ، بوی شمشاد.
و این جز این نیست که باران سعی در نگرش عمقیتر و توجه انسان به طبیعت فراموش شده داردو این که گاهی باید زمین را رها کرد و به آسمان چشم دوخت. زین پس زمین را رها کرده و آسمانی می شوم.

امروز برای من روز خاطره انگیزیه . همین روز. من در این روز دانستم که " انسان دشواری وظیفه است" به یاد داری؟ من این روز را با تمام لحظات در خاطرم دارم.



مشتری مداری چاپ
تاریخ : چهارشنبه 23 آبان ماه سال 1386
دیروز صبح توی رادیو مصاحبه ای شنیدم که جواب خیلی سوالاتم را توانستم پیدا کنم. مجری برنامه از یکی از مسئولان سازمان میادین میوه و تره بار کشور پرسید که با توجه به هدف و زنجیره ای بودن این میادین چرا محصولی که از میادین نقاط بالای شهر تهیه میشه از لحاظ کیفیت و ظاهر اختلاف زیادی با محصولی که از میادین سایر نقاط شهر تهیه میشه داره؟ مسئول محترم هم فرمودند که اولا این طور هم که می گید نیست . در ثانی این برمیگرده به نیاز مشتری و استقبالش از محصول مورد نظر. مثلا ممکنه در نقاط بالای شهر از اون محصول با اون کیفیت و ظاهر مرتب و بسته بندی استقبال بشه ولی در سایر نقاط این طور نیست.
فکر می کنم مسئول محترم در مورد عرضه و تقاضای پایاپای در اقتصاد موفق چیزهایی شنیدند ولی نمی دونند که هیچ مشتری طالب محصول با کیفیت پایین نیست و این مسئول با این حرفشون شعور خرید مشتری رو زیر سوال بردند . شاید در مورد بسته بندی این حرف تا حد کمی قابل قبول باشه ولی در مورد کیفیت پذیرفته نیست. در ضمن باید به مشتری حق انتخاب داد . توی میادین پایین شهر شما محصولاتی که می بینید همه با کیفیت پایینه و دیگه حق انتخابی برای برگزیدن و خرید محصول با کیفیت بالا رو ندارید و این توهین به سطح شعور خرید مشتری هست و این که فروشنده تصور میکنه بهتر از مشتری از سطح نیاز او آگاه هست.

-------------------------------------------
همه چیز در حال تغییر است
مثل سایه خدای زاده نشده
که در حال حرکت بین زمین و خورشید است
اما حقیقت نمی تواند تغییر کند
یا از بین برود.



خداوندا همواره حقیقت را به من نشان بده هر چند به ضررم باشد یا تلخ و گزنده.
چرا که درد زاده آگاهی بهتر از آرامش ناشی از نا آگاهی است .
شازده کوچولو چاپ
تاریخ : یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386
تازه بعد از گذشت سالها فهمیدم که من همون روباهی هستم که ازت خواستم منو اهلی کنی غافل از اینکه تو عاشق گل سرخی و این اهلی شدن فایده اش دلتنگی منه و این که با دیدن گندم یاد موهای تو بیفتم. چرا من همیشه فکر میکردم من اون گل سرخ هستم؟!!
1 2 >>